الشيخ رسول جعفريان

129

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

وقايع امام حسين عليه السلام را دارد . متن عربى كتاب از پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شروع شده و تا پايان خلافت مستعين را در برگرفته است . ابن اعثم در بيشتر موارد از مآخذ خود ياد نكرده ، اما بسيارى از اخبار آن را در ساير منابع مىتوان يافت . در عين حال در مواردى ياد از برخى از منابع خود كرده است . برخى از نامهاى آشنا عبارتند از شعبى ، نصر بن مزاحم ، « 1 » واقدى ، زهرى ، هشام كلبى . وى پس از ياد از اين اسناد كه اسامى نوعا همراه با تصحيف است مىنويسد : من همهء روايات اينها را با وجود اختلافات موجود در آنها جمع آورى كردم و از مجموع آنها يك روايت را با مضمونى واحد ترتيب دادم . « 2 » وى در جاى ديگرى هم مانند همين اسامى و اسناد را با همان آشفتگى به دست داده و دقيقا همان جمله را كه يك روايت از مجموع روايات فراهم كرده آورده است . « 3 » بى شبهه يكى از مهمترين مآخذ او آثار ابومخنف بوده و افزون بر آن كه در سند بالا از طريق كلبى از وى ياد كرده ، در برخى موارد با سند مستقل خود مطالبى از ابومخنف نقل كرده است . « 4 » همينطور ، در مواردى نقل معينى را به نقل از هيثم بن عدى ( و او از عبد الله بن عياش از شعبى ) آورده است . « 5 » ايضا وى رشته‌اى از اسناد را در مورد ديگرى به دست داده كه نياز به بررسى مفصل دارد . در ميان آنها سندى نيز آمده كه نهايت آن چنين است . . . حديث كرد مرا ابوعمر حفص بن محمد از جعفر بن محمد الصادق از پدرش از پدرانش . در اين اسناد نامهاى آشنا نصر بن مزاحم منقرى ، واقدى ، هشام كلبى از ابومخنف ، عوانة بن حكم ، هيثم بن عدى ، ابن دأب و ابوالبخترى مىباشد . « 6 » ابن اعثم در اخبار مربوط به جنگ امويان و عباسيان و آغاز خلافت عباسيان ، به‌طور مرتب مطالبى را از مدائنى نقل كرده است . « 7 » در مورد ديگرى از احمد بن يحيى ( بلاذرى ) نقلهايى را آورده است . « 8 » ابن اعثم در بخش فتح خراسان از كتاب مدائنى بهره برده است . همانطور كه دربارهء فتح ارمينيه و آذربايجان ، از كتابهاى ابوعبيده معمر بن مثنى كه دو در كتاب با عنوان فتح ارمينيه و

--> ( 1 ) . كه در متن به خطا نعيم بن مزاحم آمده است . ( 2 ) . و قد جمعت ما سمعت من رواياتهم على اختلاف لغاتهم ، فألفته حديثا واحدا على نسق واحد . الفتوح ، ج 2 ، صص 147 - 149 ( ارجاعات بر اساس چاپ حيدرآباد هند است . ) ( 3 ) . الفتوح ، ج 2 ، صص 344 - 345 ( 4 ) . الفتوح ، ج 4 ، صص 36 - 37 ( 5 ) . الفتوح ، ج 7 ، ص 124 و نيز نك : ج 8 ، ص 266 ( 6 ) . الفتوح ، ج 4 ، صص 209 - 210 ( 7 ) . الفتوح ، ج 8 ، صص 190 ، 192 ، 195 ، 196 ، 202 ، 205 - 207 ، 218 ( 8 ) . الفتوح ، ج 8 ، ص 212